نگاهي به جنايات بيوتروريستي آمريکا در يک قرن گذشته نگاهي به جنايات بيوتروريستي آمريکا در يک قرن گذشته


نويسنده: واحد پژوهش مؤسّسه ي فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف


دستگاه امنيتي «امريکا» همواره سعي داشته است ملت آمريکا و ديگر ملل عرب و تبليغات وسيع و به طرق مختلف، از خطر گروه‌هاي تروريستي بترساند. يکي از راه‌هاي ايجاد اين ترس، تأکيد بر امکان دستيابي اين گروه‌ها به توانمندي‌هاي بيشتر يا احياناً تسليحات استراتژيک بوده است؛ از ان جمله مي توان به تبليغات وسيعي اشاره کرد که بعد از يازده سپتامبر انجام شد و حاوي اين پيام بود که گروه‌هاي تروريستي، همچون «القاعده» و نيز برخي دولت‌ها در حال برنامه ريزي براي دست يابي به عوامل خطرناک و تسليحات بيولوژيک هستند تا به مردم امريکا و منافع ملي آنان به کار گيرند؛ اما پيچيدگي و نياز به دانش و تکنولوژي بالا براي توليد عوامل بيولوژيک در حدي است که گروه‌هاي تروريستي هيچگاه نمي توانند به طور مستقل و بدون کمک دولت‌ها به توانمندي‌هايي براي کشتار دسته جمعي، توسط تسليحات بيولوژيک دست يابند. با وجود آگاهي سياست مداران امريکا از اين حقيقت، اين دست تبليغات گاه و بيگاه در دستور کار رسانه‌ها قرار مي گيرد تا علاوه بر نوعي فرار به جلو، پوششي نيز بر اعمال ننگين ايشان ايجاد شود تا در سايه‌ي آن بتوانند همچنان بر اقدامات غير انساني و ضد بشري خود ادامه دهند.
در اينجا، به بخشي از سياست‌ها و آزمايش‌هاي ننگين دولت «آمريکا» در جهت توليد و استفاده از عوامل خطرناک بيولوژيک عليه بشريت خواهيم پرداخت و خوانندگان محترم را دعوت خواهيم کرد به اين نکته توجه کنند که اگر روزي چنين جنايتکاراني در سايه‌ي اهمال و زودباوري ملت‌هاي ديگر، موفق به تکميل سيطره قدرت جهاني خود شوند، در چه حد و درجه‌اي مرتکب اعمال ضد انساني خواهند شد.

يازده سپتامبر، نامه‌هاي آلوده و گسترش تحقيقات


پس از حملات يازده سپتامبر و به دنبال آن، پيش آمدن برنامه طراحي شده‌ي نامه‌هاي آلوده با سم باکتري مولد «سياه زخم»، دولت نومحافظه کاران با بهانه قرار دادن اين اتفاق، سيلي از بودجه‌هاي دولتي را براي مقابله با تهديدات بيولوژيک گروه‌هاي تروريستي، همچون «القاعده» به مراکز تحقيقاتي مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه کارهايي براي مقابله با اين حملات فراهم کنند. براي برخورداري از اين سيل پولي، بسياري از سازمان‌هايي که بر روي بيماري‌هاي واگيردار و عفوني کار مي کردند، کار خود را به نوعي با بيوتروريسم ارتباط داده و دست به انجام تحقيقات و آزمايش‌هاي گسترده‌اي زدند که يقيناً در آينده‌اي نه چندان دور نتايج آن همچون نتايج پژوهش‌هاي دهه‌هاي قبل، بر همگان ظاهر خواهد شد.
در سيستم درجه بندي امنّيت بيولوژيک آمريکا، درجه‌ي چهار به خطرناک ترين آزمايش‌ها و آزمايشگاه‌ها داده مي شود. پيش از يازده سپتامبر در آمريکا تنها پنج آزمايشگاه وجود داشت که در بالاترين درجه امنيت بيولوژيک، يعني درجه‌ي چهار، قرار داشتند و به طور فعال در زمينه‌ي مطالعه‌ي عوامل بيولوژيک مرگ زا کار مي‌کردند، در حالي که در سال 2009 م. اين تعداد به پانزده مورد رسيد و روند افزايشي همچنان ادامه داشته و تعدادي نيز در حال ساخت هستند.
در مجموع، هم اکنون بيش از 400 مرکز تحقيقاتي در درجات امنيت بيولوژيک سه و چهار در «امريکا» فعال هستند که توانايي توليد عواملي، همچون باکتري «سياه زخم» و فراورده‌هاي آن را دارند و بيش از چهارده هزار نفر بر روي توليد چنين عوامل خطرناکي کار مي‌کنند که اکثر آنها مربوط به بخش غير دولتي بوده و براي کسب بودجه مجبورند پروژه‌هاي مد نظر سياست مداران را هرچه که باشد، بپذيرند.

آزمايشگاهي با درجه‌ي امنيتي چهار


جالب توجه است که اين توسعه گسترده تحقيقات تنها به بهانه‌ي احساس خطر از چند گروهک تروريستي و انتقال تبليغاتي اين احساس به مردم «آمريکا»، انجام گرفته است! به نظر مي‌رسد قدرت‌هاي جهاني وارد مسابقه‌ي تسليحاتي پنهان جديدي شده‌اند که بسيار پر حاشيه تر و مخرب تر از مسابقه‌ي دست يابي به تسليحات هسته‌اي است. شايد ديگر هزينه‌هاي ساخت و نگهداري تسليحات هسته‌اي چندان به صرفه نمي‌باشد و نظم نوين جهاني ادعا شده از سوي دنياي غرب نياز به اسلحه‌ي نوين کم خرج تر و مخرب تري دارد. با اين وصف، توسعه‌ي تسليحات بيولوژيک خطر جدي مسابقه‌ي تسليحاتي قدرت‌ها در دنياي آينده خواهد بود؛ زيرا از هم اکنون در امريکا و برخي ديگر کشورهاي مدعي مدعيان قدرت، مراکز ملي دفاع بيولوژيک در تمامي زيرشاخه‌هاي آن تأسيس شده است.

شهروندان خودي آمريکا نيز در امان نيستند


نکته‌ي بسيار مهم اين است که ارتش «آمريکا» در طول دهه‌هاي گذشته براي دستيابي به اين تسليحات، علاوه بر شهروندان نظامي خود، شهروندان غيرنظامي از همه جا بي خبر آمريکايي را نيز به عنوان نمونه‌هاي آزمايشگاهي به کار گرفته و از آنان به صورت حيوانات آزمايشگاهي براي تست عواملي همچون گاز خردل، گاز اعصاب، داروهاي روان گردان، باکتري‌ها و ويروس‌هاي گوناگون استفاده کرده است که در ادامه، به تفصيل به اين موضوع خواهيم پرداخت.
در اينجا، با يادآوري برخي از جنايات انجام گرفته در مسير دستيابي به پيشرفته ترين نوع اين سلاح‌هاست و به رغم تعهدات بين المللي خود، هم اکنون نيز تحقيقات مرتبط را ادامه مي‌دهد و حتي در حق شهروندان خود، اعم از کودکان، ن و بيماران نيز اغماضي ندارد، تا چه‌اندازه مي‌تواند براي ديگر ملت‌ها خطرناک و عاري از هرگونه نگاه انساني باشد.
آزمايش‌هاي مرتبط با تسليحات و عوامل بيولوژيک در آمريکا، چيز جديدي نيست و حداقل به دهه‌ي سي ميلادي بر مي‌گردد. طي جنگ سرد، هزاران شهروند آمريکايي قرباني آزمايش‌هاي پرتودهي در مرکز انرژي اتمي و ديگر مراکز دولتي شدند و حتي بعد از امضاي «معاهده بين المللي منع آزمايش‌ها و توليد تسليحات و عوامل بيولوژيک» در سال 1972 م. اين کار در آمريکا ادامه يافت و چنان که ‌اشاره شد، بعد از يازده سپتامبر 2001 م. به يک جهش بزرگ ناگهاني و سؤال برانگيز نيز دست يافت.
در سال 2001م.، سندي از وزارت دفاع آمريکا به دست آمد که نشان مي‌داد طي سال‌هاي 1962 تا 1973 م. هزاران سرباز آمريکايي به طور عمدي در معرض عوامل شيميايي و بيولوژيک قرار گرفته‌اند. عواملي مانند «گاز اعصاب»، «گاز سارين»، «باکتري‌اي کولاي (E-coli)»، «باکتري باسيلوس گلوبيجي (Bacillus globigii)»، «سياه زخم» و «طاعون» بر روي افراد بي خبر که هيچ حفاظتي هم نمي‌توانستند از خود انجام دهند، روي داده است. شايان ذکر است که اين گزارش فقط دو روز پس از حملات يازده سپتامبر، پخش شد و در آن بحبوحه هيچ گونه توجهي را به خود جلب نکرد.
در سال‌هاي اخير، ظهور بيماري‌هايي مانند «ايدز»، «لژيونري»، «هپاتيت C»، «جنون گاوي»، «ويروس‌هاي عامل خونريزي»، «تب لاسا»، سندرم خستگي مزمن»، «بيماري جنگ خليج فارس» و بيماري‌هاي ديگر، سؤالاتي در مورد منشأ آنها ايجاد کرده است. بر اساس گزارش‌هاي علمي، در هشت دهه از قرن بيستم، آمار مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي مسري در «آمريکا» در حال کاهش بوده است؛ اما به يکباره از سال 1981 تا 1995 م. اين آمار 58% افزايش يافته است.
در زير، فهرست کوتاهي از جنايات پرهياهوترين مدّعي حقوق بشر و ارزش‌هاي انساني در زمان کنوني را ارائه مي‌دهيم:
* در سال 1932 م.، اداره‌ي خدمات بهداشتي عمومي آمريکا مراحل نهايي بيماري «سيفليس» را بر روي 399 سياه پوست منطقه‌ي «تاسگک» در «آلاباماي آمريکا» آزمايش کرد. بوميان هيچ اطلاعي از اصل موضوع نداشته و تصور مي‌کرده‌اند از طرف دولت آمريکا خدمات بهداشتي براي ايشان در نظر گرفته شده است. اين بررسي به آزمايش «تاسکيگ» (Tuskegee Experiment) معروف شد و براي اين بود که مشخص شود چقدر طول مي‌کشد که انسان در اثر ابتلا به سيفليس بميرد. اين افراد به سيفليس مبتلا شده و با مرگ دردآوري از بين رفتند.
* در سال 1940م، چهارصد نفر از زندانيان «شيکاگو» به بيماري «مالاريا» آلوده شدند تا تأثير داروهاي جديد عليه اين بيماري ارزيابي شود. اين بيماري به صورت عفونت حاد در بيشتر موارد وخيم و گاهي طولاني و با ويژگي‌هاي تب متناوب و لرز، کم خوني و بزرگي طحال و گاه با ويژگي‌هاي ساده يا کشنده‌ي ديگر خودنمايي مي‌کند. اهميت اين بيماري به خاطر شيوع زياد و مرگ ومير قابل توجه است.
* در سال 1942 م.، چهار هزار سرباز تحت تأثير گاز خردل قرار گرفتند. اين آزمايش تا 1945 م. ادامه يافت. اين گاز داراي تأثيرات مخرب بر روي پوست، سيستم تنفسي و دستگاه گوارش بوده و سرطان زا است.
* در سال 1944 م.، ارتش «آمريکا» از انسان براي تست ماسک‌هاي گاز استفاده کرد. افراد در اتاق‌هاي گاز زنداني شده و در معرض گاز خردل و ائويسيت که ترکيبي سيانوردار است، قرار مي‌گرفتند.
* در سال 1945م.، پروژه‌ي «پيپر کليپ» (Project Paperclip) شروع شد که هدف آن، به کارگيري دانشمندان فراري نازي در قبال پيشنهاد امنيت و دادن هويت‌هاي مخفي به آنها بود. بخشي از اين دانشمندان در آزمايشگاه‌هاي توليد عوامل بيولوژيک به کار گرفته شدند. همچنين در همين سال، «برنامه‌ي اف» (Program F) نيز آغاز به کار کرد که تأثير فلورايد بر سيستم اعصاب مرکزي را بر روي انسان‌ها بررسي مي‌نمود.
* در سال 1946 م.، تعدادي از بيماران بيمارستان‌هاي ارتش، به عنوان خوکچه‌ي آزمايشگاهي براي آزمايش‌هاي پزشکي ارتش استفاده شدند. براي مخفي کاري بيشتر در گزارش‌ها، لفظ آزمايش به مشاهده و بررسي تغيير يافت.
* در سال 1947 م.، طبق اسناد به دست آمده از وزارت دفاع آمريکا، به عنوان مثال، سند: Document 07075001، هشتم ژانويه‌ي 1947 م. مشخّص شد که ارتش «آمريکا» تأثير برخي پرتوها را بر روي انسان آزمايش کرده است. در همين سال، «CIA» مطالعاتي بر روي ماده‌ي مخدر صنعتيLSD انجام داد و نمونه‌هاي انساني نظامي و غيرنظامي، بدون اينکه اطلاعي داشته باشند، مورد استفاده قرار گرفتند.
«ال. اس. دي» سبب ايجاد اختلال در خلق و خوي فرد مي‌شود، شناخت زمان و مکان را مختل، فرد را دچار خوشي بي جا، خودستايي، احساس سبکي و بي وزني، هذيان و افسردگي مي‌کند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشي و آدم کشي بکشاند. با مصرف ال. اس. دي. توهم‌هاي بينايي و شنوايي دست مي‌دهد و اشباح خيالي جاي خاصي در ذهن فرد باز مي‌کنند.
* در سال 1950 م.، «وزارت دفاع آمريکا» شروع به انفجار بمب اتمي در برخي مناطق کرد تا نتيجه‌ي آن را بر روي ساکنان اطراف محدوده‌ي انفجار، از نظر پزشکي مطالعه کند. در همين سال، براي انجام يک مانور، يک کشتي نيروي دريايي، «سانفرانسيسکو» را با يک بمب باکتريايي سم پاشي کرد و دستگاه‌هاي ارزيابي مستقر در شهر، چگونگي پراکنده شدن اين باکتري را ارزيابي کردند. شهروندان بسياري به بيماري «شبه پنوموني»(1) مبتلا شدند.
در سال 1951 م.، وزارت دفاع شروع به انجام آزمايش بر روي ويروس‌ها و باکتري‌هاي مولد بيماري در فضاي باز غيرآزمايشگاهي کرد که تا سال 1969 م. ادامه داشت و مردم مناطق اطراف محل‌هاي آزمايش، تحت تأثير اين عوامل قرار گرفتند.
* در سال 1952 م. بر اساس اسنادي که «آلمان» منتشر نموده در اين سال، «امريکا» طي جنگ «کره» از تسليحات بيولوژيک استفاده کرده است.
در سال 1953 م.، ارتش آمريکا، ابرهايي از «گاز سمّي سولفيد کادميوم روي» (zinc cadmium sulfide) را بر روي «وينيپگ»، «سنت لوئيس»، «ويرجنيا»، «ميناپوليس»، «فورت واين»، «دره‌ي رود مونوکاسي» در «مريلند» و «لسبورگ» رها کرد. هدف اين بود که ببينند گازهاي شيميايي به چه نحوي پخش مي‌شوند. در همين سال، نيروي دريايي ارتش آمريکا به کمک CIA، آزمايش‌هايي را ترتيب داد که ده‌ها هزار نفر در «نيويورک» و «سانفرانسيسکو» تحت اثر عوامل منتشر شونده در هوا، مانند سراشيا مارسسنس (که موجب عفونت‌هاي ريوي، ادراري و خوني مي‌شود) و باسيلوس گلوبيجي (مرتبط با بيماري سياه زخم) قرار گرفتند.
همچنين در همين سال، CIA پروژه ي«MK ULTRA» را شروع کرد که يک برنامه‌ي پژوهشي يازده ساله براي توليد و آزمايش داروها و عوامل بيولوژيکي داراي کاربرد در برنامه‌هاي کنترل ذهن و تغيير رفتار بود. شش مورد از پروژه‌هاي مرتبط با اين پروژه، شامل آزمايش اين عوامل بر روي انسان‌هاي بي اطّلاع بود.
در سال 1955 م.، CIA در آزمايشي به منظور تست توان خود براي آلوده سازي جمعيت‌هاي شهري با عوامل بيولوژيک، باکتري خاصي را که از زرّادخانه‌ي تسليحات بيولوژيک ارتش گرفته بود، در «تامپا باي» ايالات «فلوريدا» رها کرد. در همين سال، بخش شيميايي ارتش آمريکا آزمايش‌هاي جديدي با استفاده از LSD بر روي بيش از هزار نفر از شهروندان آمريکايي شروع کرد که تا 1985 م. ادامه داشت.
* در سال 1956م.، ارتش آمريکا پشه‌هاي ناقل بيماري تي زرد را در «ساوانا» (Savannah) و «آوون پارک» (Avon Park) فلوريدا رها کرد و به دنبال هر تست، عوامل ارتش در قالب متخصّصان بهداشت عمومي، تأثيرات را بر روي قربانيان بررسي کردند. «ويروس تب زرد» به کبد آسيب مي‌رساند و «يرقان» به وجود مي‌آورد.
* در سال 1960 م.، مجوز انجام تحقيقات بيشتر با LSD در اروپا و شرق دور، براي ارتش صادر شد. آزمايش بر روي اروپايي‌ها به نام پروژه‌ي «THRD CHANCE» و بر روي آسيايي‌ها با نام پروژه‌ي «DERB HAT » بود.
* در سال 1965 م.، «CIA» و وزارت دفاع، پروژه‌ي «Mk SEARCH» را آغاز کردند که برنامه‌اي براي توسعه‌ي توانايي‌هاي دستکاري رفتار انساني از طريق استفاده از داروهاي روان گردان بود.
در همين سال، زندانيان زندان ايالتي «هولمسبورگ» در «فيلادلفيا» تحت تأثير ديوکسين قرار گرفتند که از اجزاي بسيار سمي عامل نارنجي است که در «ويتنام» به کار گرفته شده بود. سپس اين افراد از حيث ابتلا به سرطان بررسي شدند و مشخص شد که عامل نارنجي مي‌تواند موجب بروز سرطان شود.
* در سال 1966 م.، CIA پروژه‌ي «MK OFTEN» را شروع کرد که تست تأثيرات سمي داروهاي خاصي بر روي انسان و حيوان بود. در همين سال، ارتش در سيستم تهويه‌ي مطبوع متروي «نيويورک»، باسيلوس سابتيليس را رها کرد که عامل اصلي بيماري «سياه زخم» مي‌باشد. بيش از يک ميليون نفر از شهروندان در معرض اين باکتري قرار گرفتند.
* در سال 1969 م.، کنگره‌ي «آمريکا» يک بودجه‌ي ده ميليون دلاري در اختيار «وزارت دفاع» قرار داد تا طي پنج الي ده سال، عاملي را توليد کند که ايمني طبيعي در برابر آن، کاري از پيش نبرد. چندين سال بعد، بيماري «ايدز» با همان خصوصيات خواسته شده، شايع شد.
* در سال 1970 م.، «آمريکا» توسعه و توليد تسليحات مختص نژاد را تشديد کرد. اين سلاح‌هاي بيولوژيک که شامل عوامل به وجود آورنده‌ي بيماري‌هاي خاصي هستند، به گونه‌اي دستکاري شده‌اند که بر روي نژادهاي خاصي از انواع بشر عمل مي‌کنند. در واقع اين عوامل براي اهداف قابل انتخاب طراحي شده و گروه‌هاي نژادي خاصي را از بين مي‌برند.
* در سال 1977 م.، بخش رسيدگي به تحقيقات علمي و بهداشتي «سنا» تأييد کرد که 239 منطقه مسي، طي سال‌هاي 1949 تا 1969 م. با عوامل زيستي خطرناک آلوده شده است. برخي از اين مناطق، «سانفرانسيسکو»، «واشنگتن دي سي»، «کي وست»، «پاناما سيتي»، «ميناپوليس» و «سنت لوئيس» بودند.
* در سال 1981 م.، دولت «کوبا» اعلام کرد که در اثر حمله‌ي بيولوژيک ارتش آمريکا، سيصد هزار نفر از اتباع اين کشور به «تب دنگو» مبتلا شده‌اند که يک بيماري خونريزي دهنده ويروسي است و مبتلايان در اثر شدّت خونريزي از پاي در مي‌آيند.
* در سال 1982 م.، «شوروي» طبق اسنادي افشا کرد که آمريکا افرادي را به «پاکستان» و «افغانستان» گسيل داشته تا در اين دو کشور همه گيري تب دنگو ايجاد کنند.
* در سال 1983 م.، آمريکا جهت تجهيز «عراق» در مقابل «ايران»، عوامل و تسليحات بيولوژيک را در اختيار صدام قرار داد.
* در سال 1986 م.، گزارش «کنگره‌ي تسليحات بيولوژيک آمريکا» شامل اين موارد بود: ويروس‌هاي دست کاري شده، سموم طبيعي و عواملي که از طريق مهندسي ژنتيک تغيير يافته‌اند تا صفات ايمنولوژيکي ديگري داشته باشند و با هيچ کدام از واکسن‌هاي در دسترس بشر، قابل پيشگيري نباشند.
* در سال 1987 م.، وزارت دفاع قبول کرد که به رغم امضاي قراردادي که تحقيق و توسعه‌ي تسليحات بيولوژيک توسط دولت «آمريکا» را ممنوع مي‌سازد، اين تحقيقات در 127 مرکز و دانشگاه، پيگيري شده است.
* در سال 1990 م.، بيش از هزار و پانصد نوزاد شش ماهه‌ي سياه پوست و اسپانيايي در «لوس آنجلس» با يک واکسن آزمايشي سرخک واکسينه شدند که هيچگاه قبلاً براي استفاده‌ي آن در آمريکا مجوزي صادر نشده بود. بعدها پذيرفته شد که به والدين اين نوزادان، هيچ اطلاعي در اين مورد داده نشده است.
* در سال 1994 م.، سناتور جان دي راکفلر گزارشي تهيه کرد و عنوان داشت، که حداقل به مدّت پنجاه سال، وزارت دفاع از صدها هزار نفر از پرسنل نظامي، براي آزمايش‌هاي انساني و تأثيردهي عمدي مواد خطرناکي، مانند گاز خردل و اعصاب، پرتودهي يونيزه شده، موادّ شيميايي عصبي و موادّ توهّم زا استفاده کرده است.
* در سال 1995 م.، دولت آمريکا پذيرفت که به جنايتکاران جنگي «ژاپن» پيشنهاد داده است که در عوض در اختيار قرار دادن اطلاعات مربوط به تحقيقات تسليحات بيولوژيک ژاپن، به آنها حقوق و مصونيت از تعقيب اعطا کند.
در همين سال، دکتر گارس نيکولسون افشا کرد که عوامل بيولوژيک مورد استفاده در «جنگ خليج فارس» در «هوستون»، «تگزاس»، «بوکاراتون» و «فلوريدا» توليد شده و بر روي زندانيان تگزاس آزمايش شده بوده است.
* در سال 1997 م.، هشتاد و هشت عضو کنگره درخواستي را امضا کردند که خواهان بررسي ارتباط سندرم جنگ خليج فارس و استفاده از تسليحات بيولوژيک بود.
* در سال 2001 م، به طور کاملاً برنامه ريزي شده، نامه‌هايي حاوي «باکتري سياه زخم» به افرادي در «آمريکا» پست شد.
* در سال 2002 م، «ويروس نيل غربي» (West Nile virus) در اين سال شناسايي شد. اين ويروس از خانواده‌ي «آربوويروس‌ها» است که در اثر نيش پشته‌ي کولکس، در انسان سبب آنسفاليت يا تورم مغز و مننژيت يا تورم پرده‌هاي مغز و نخاع مي‌شود. اوّلين بار کانون بيماري تب نيل غربي، در پاييز سال 1999 م. در «آمريکا» و در ايالت «نيويورک» مشاهده گرديد و بعدها در نواحي بيشتري از «اقيانوس آرام» و ايالات «کانادا» و مناطقي از «مکزيک»، اروپا و ژاپن انتشار يافت.
برخي رسانه‌ها گزارش دادند که علائم اين ويروس، شبيه به علائم فلج اطفالي است و اين سوال پيش آمد که آيا ويروس فلج اطفال در آزمايشگاه تغيير داده شده و به صورت جديدي در آمده است تا يک عامل بيولوژيک خطرناک ديگر ساخته شود؟ ويروس نيل غربي فقط در افراد پير و بيمار، موجب مرگ و مير مي‌شود؛ يعني افرادي که دولت متعهد و مم است تا با صرف هزينه و تخصيص بودجه، از ايشان نگهداري کند.
* در سال‌هاي 2009 و 2010 م، شيوع «ويروس دنگو» در «پاکستان» موجب مرگ و مير فراواني شد. پشه‌هاي دنگو، پشه‌هايي طبيعي هستند که حامل ويروس دنگو مي‌باشند. تب دنگو با علائمي شبيه به بيماري «آنفلوآنزا» روي مي‌دهد که ابتلا به آن، در کودکان و افراد مسن خطرناک است. طي آزمايش‌هايي که در ظاهر، براي مبارزه با اين پشه انجام شد، پشته‌هاي ديگري که مهندسي ژنتيکي شده بودند، توليد و در سال‌هاي 2009 و 2010 م. در پاکستان رها شدند که نتيجه آن، ابتلا به «تب دنگو» و مرگ و مير هزاران پاکستاني بود. تحقيقات توسط کمپاني بيوتکنولوژي «اوکسيتک انگلسـتان» و مراکز دولتي «آمريکا» طراحي شده بود. انجام براي استفاده از «ويروس دنگو»، به عنوان سلاح بيولوژيک توسط آمريکا، به دهه‌ي چهل بر مي‌گردد. در دهه‌ي پنجاه نيز آزمايش‌هايي بر روي انسان انجام گرفته است.
در پايان اين گزارش، جهت رفع احساس‌هاي آزار دهنده‌ي احتمالي به وجود آمده در وجدان‌هاي بيدار خوانندگان محترم در اثر مشاهده‌ي تصاوير و اطّلاع از حقايق مطروحه، نظر ايشان را به چند جمله‌ي زير نيز جلب مي‌نمايد که يقيناً با سابقه‌ي شرح داده شده در بالا، خالي از جنبه‌ي فکاهي و مزاح نبوده و بي شرمي مدعيان را در رسواترين حالت ممکن بازگو مي‌کند.
در پنجم دسامبر 2001 م.، هيلاري کلينتون در کنفرانس بازبيني معاهده‌ي تسليحات بيولوژيکي در «سوئيس»، مي‌گويد:
آمريکا اميدوار است که حسّاسيت بيشتري در تلاش بين المللي براي کنترل تسليحات بيولوژيک به وجود آيد!!
اوباما نيز در 22 سپتامبر در مجمع عمومي «سازمان ملل»، به اين نکته ‌اشاره کرده است که مخاطرات بيولوژيک نياز به توجه جهاني دارد، اشاره مي‌کند و مي‌گويد:
ما بايد در امر شناسايي، جلوگيري و جنگ عليه هر نوع خطر بيولوژيک، مانند ويروس بيماري آنفولانزا يا يک حمله‌ي تروريستي يا يک بيماري قابل درمان، با هم همکاري کنيم!!

پي‌نوشت‌ها:


1. به التهاب بافت ريه که يک يا دو طرف قفسه سينه را درگير مي‌کند و معمولاً در اثر عفونت ايجاد مي‌شود، ذات الرّيه، پنوموني يا عفونت ريه گفته مي‌شود.


منبع تحقيق : منبع: مشرق.
منبع مقاله :
واحد پژوهش مؤسّسه ي فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)؛ (1394)، بيوتروريسم، تهران: هلال، چاپ اوّل.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

دستنوشته هاي مينا عمومي travelsahelaftab2019 Christina PawerPoonit Amanda April .مناسبتها Timothy Renea