اسناد اقدامات ضدبشري بورلاگ و ردپاي مامور راکفلر در کشاورزي ايران اسناد اقدامات ضدبشري بورلاگ و ردپاي مامور راکفلر در کشاورزي ايران



نمي‌توان از انقلاب سبز سخن گفت و از «نورمن ارنست بورلاگ»4 ياد نکرد. او از سال 1944 تا زمان مرگش در سال 2009 محقق برجسته و نفر دانشي سه نسل از راکفلرها در حوزه ژنتيک گياهي به شمار مي‌رفت. در گزارش ذيل به سرگذشت پدر انقلاب سبز و اسطوره ژنتيک گياهي راکفلرها، «نورمن بورلاگ» و همچنين سرنخهاي ارتباطي او با داخل ايران مروري خواهيم داشت.

بخش اول؛ زندگي و زمانه «نورمن ارنست بورلاگ»


* تولد و تحصيلات


نورمن از نسل خانواده‌ امريکايي است که اصالتاً مهاجران نروژي‌تبار هستند. وي 25 مارس 1914 ــ در آستانه جنگ اول جهاني ــ در «سوده»5 از توابع «کرسکو»فيلم لحظه اعطاي مدال صلح 6 در ايالت «آيوا»7 ديده به جهان گشود.
خواهيم ديد در زمان تولد بورلاگ، برنامه‌هاي غذاي جامع راکفلرها آغاز شده‌ بود.
او تا 19 سالگي در مزرعه 106 هکتاري پدربزرگ و مادربزرگ خود زندگي مي‌کرد. مهمترين فعاليتهاي اين مزرعه را ماهيگيري، شکار، پرورش ذرت و جو و همچنين پرورش گاو، خوک و مرغ نوشته‌اند. نورمن تا کلاس هشتم را در يک مدرسه روستايي يک کلاسه گذراند؛ اين مدرسه‌ که قدمتش به 1865 ميلادي بازمي‌گردد هم‌اکنون توسط «بنياد ميراث نورمن بورلاگ»8 خريداري شده است.
در سال 1933 نورمن موفق شد علي‌رغم مردود شدن در آزمون ورودي، با شرايطي در کالج عمومي «دانشگاه مينه‌سوتا»9 ثبت‌نام کند. پس از دو فصل، او به کالج جنگلداري کشاورزي منتقل شد. وي در اين زمان عضو تيم کشتي دانشگاه مينه‌سوتا بود. بورلاگ براي تأمين مخارج تحصيلش به‌نوعي در سازمان جنگلداري بورسيه شد.


اسناد اقدامات ضدبشري
بورلاگ به فوتبال و بيس‌بال علاقه‌مند بود و عضو تيم کشتي دانشگاه به شمار مي‌رفت


تنها يک ماه مانده به پايان دوره کارشناسي، نقطه عطفي در زندگي نورمن اتفاق افتاد. وي در يک ارائه10 با عنوان «دشمنان کوچک متغير و نابودگر محصولات غذايي ما»11 توسط استاد پيشتاز ژنتيک گياهي «الوين استکمن»12 شرکت کرد. او نظر استاد ارائه‌دهنده را درباره اين که در آينده روي آسيب‌شناسي جنگلها کار کند جويا شد. استکمن به او توصيه کرد روي «بيماري‌شناسي گياهي» کار کند.


اسناد اقدامات ضدبشري
الوين چار استکمن؛ او از پيشتازان ژنتيک گياهي، انقلاب سبز و استاد نورمن بورلاگ به شمار مي‌رود


اين سرآغاز تحصيل نورمن بورلاگ در زمينه بيماري‌شناسي (کارشناسي ارشد) و ژنتيک گياهي (دکتري) بود. وي در سال 1940 مدرک کارشناسي ارشد و در سال 1942 دکتراي خود را در اين رشته دريافت کرد. اين ايام مقارن با جنگ دوم جهاني و در آستانه اعلام رسمي برنامه «انقلاب سبز» توسط راکفلرهاست؛ گرچه نام «انقلاب سبز» تا سال 1968 به اين برنامه منسجم و سريع اطلاق نشد.
او در همان دانشگاه با همسر آينده‌اش، «مارگارت گيبسون»13 آشنا شد و زندگي مشترک 69 ساله‌اش را با او آغاز کرد. حاصل ازدواج آنها سه فرزند، پنج نوه و شش نتيجه تا 8 مارس 2007 بود؛ در اين تاريخ همسر بورلاگ در 95 سالگي درگذشت.


اسناد اقدامات ضدبشري
تصويري قديمي از نورمن و مارگارت بورلاگ


بورلاگ جوان درحالي که کمتر از 30 سال داشت درخلال سالهاي 1942 تا 1944، براي طي دوره سربازي خود، به‌عنوان ميکروبيولوژيست در کمپاني «دوپونت»14 در «دلور»15 مشغول به کار شد. او قرار بود در زمينه باکتري‌کشها، قارچ‌کشها و مواد نگهدارنده صنعتي و کشاورزي پژوهش کند؛ اما با آغاز جنگ او جهت حل برخي مسائل فني جنگ به تحقيق پرداخت.

* برنامه مکزيک


ارتباط نزديک راکفلرها در دهه‌هاي 1920 و 1930 ميلادي با محققاني همچون «الوين چالرز استکمن» و «ژاکوب (يعقوب) جورج هرار»16 و همچنين «هنري والاس»17 ــ وزير کشاورزي امريکا در سالهاي 1933 تا 1940 ــ نشان مي‌دهد برنامه‌هاي کشاورزي راکفلرها در سالهاي دهه 1930 به آنجا رسيد که لازم بود اين برنامه‌ها در يک کشور به عنوان پايلوت پياده شود، تا در صورت موفقيت برنامه‌هاي گسترده‌تر راکفلرها براي کشاورزي بر همان اساس شکل بگيرد؛ قرعه اجراي اين برنامه به مکزيک افتاد.
سال 1940، «آويلا کاماچو»18 به عنوان چهل و پنجمين رئيس‌جمهور مکزيک قدرت را به دست گرفت. او هدف اصلي دولت در کشاورزي را رشد صنعتي و رشد اقتصادي اعلام کرد. در اين شرايط هنري والاس، که در آن زمان از وزير کشاورزي به معاون رئيس‌جمهور امريکا ارتقا يافته بود، هماهنگيهاي لازم را با بنياد راکفلر براي سرمايه‌گذاري در مکزيک انجام داد. بنياد راکفلر نيز «استکمن» ــ استاد بورلاگ ــ و دو محقق پيشرو در کشاورزي را براي تهيه پروپوزال يک برنامه جامع همکاري با دولت مکزيک مأمور کرد. آنها پيشنهاد تشکيل يک سازمان جديد به نام «دفتر مطالعات ويژه»19 را مطرح کردند؛ به اين ترتيب که اين سازمان به‌عنوان بخشي از دولت مکزيک تشکيل شود و بنياد راکفلر با مشارکت دانشمندان مکزيکي و آمريکايي آن را اداره کند. موضوع پيشنهادي اين سه محقق براي اين سازمان جديد، تمرکز بر توسعه خاک، ذرت و گندم و بيماري‌شناسي گياهي بود.
مشارکت راکفلر در کشورهاي هدف طي يک قرن گذشته تاکنون عموماً با همين ساختار انجام مي‌شود: تشکيل نهاد يا پژوهشکده دولتي؛ با سرمايه و پشتيباني راکفلر ؛ و با مشارکت دانشمندان طرفين. قابل توجه اينکه بايد پرسيد آيا اين ساختار در ايران نيز رعايت شده است؟


اسناد اقدامات ضدبشري
نورمن بورلاگ به همراه هنري والاس وزير سابق کشاورزي و معاون رئيس‌جمهور امريکا و مارتير وزير کشاورزي مکزيک در مزرعه «دفتر مطالعات ويژه» در دهه 1940 ميلادي


استکمن در سال 1943 ميلادي از طرف راکفلر «ژاکوب هرار» را براي رهبري اين پروژه انتخاب کرد. هرار بلافاصله استخدام بورلاگ را ــ به‌عنوان رئيس برنامه تحقيقات مکزيک ــ در دستور کار قرار داد. بورلاگ بلافاصله پس از پايان خدمتش در دوپونت، در ژوئيه 1944 و پس از رد پيشنهاد دو برابري حقوق و دستمزد اين کمپاني، سراسيمه به مکزيک رفت؛ او آنچنان عجله داشت که حتي همسر باردار و کودک چهارده ماهه خود را نيز براي رسيدن به مکزيک تنها گذاشت. او به‌عنوان متخصص ژنتيک و آسيب‌شناس گياهي در مکزيک مشغول به فعاليت شد و تا شانزده سال بعد از آن به‌طور پيوسته مسئول فني اين برنامه بود؛ گرچه تا سالهاي انتهايي عمرش، دو سوم هر سال را در مکزيک مي‌گذراند.
درخلال اين سالهاي طولاني دشواريهاي بسياري براي اجراي برنامه گندم راکفلرها در مکزيک پيش آمد که بعضاً غيرقابل حل مي‌نمود. عدم وجود تجهيزات و نفرات آموزش ديده و رويکرد خصمانه کشاورزان محلي به برنامه گندم از جمله مشکلات راکفلرها در مکزيک بود. بورلاگ خود در کتابش «نورمن بورلاگ در گرسنگي جهاني»20 مي‌نويسد: «خيلي وقتها به‌نظرم مي‌رسيد که پذيرش سمت در مکزيک يک اشتباه وحشتناک از سوي من بوده است.»21 همچنين بروز اختلاف بين بورلاگ و هرار بعضاً بر مشکلات مي‌افزود. در يکي از اين موارد اختلافات تا آنجا بالا گرفت که بورلاگ از کارش استعفا کرد و با پادرمياني استکمن به کار بازگشت.
با وجود اين مشکلات نهايتاً برنامه‌هاي اين تيم در خلال دهه‌هاي 40 و 50 به نتيجه رسيد و بخش اعظم توليد گندم در مکزيک در سالهاي ابتدايي دهه 1960 از انواع پاکوتاه توليد شده توسط تيم راکفلر بود. اين بذرها مي‌توانست سود تجاري قابل ملاحظه‌اي براي راکفلرها به همراه داشته باشد. همچنين موفقيت نسبي در اين طرح سبب شد راکفلرها به فکر بيفتند که به سرعت بخشهاي بعدي برنامه‌شان را اجرا کنند. تأسيس مرکز تحقيقات برنج فيليپين (IRRI) ــ که در اين سلسله گزارشها به آن پرداخته شد ــ توسعه انقلاب سبز مکزيک به افريقا و هند و همچنين تأسيس «مرکز بين‌المللي اصلاح ذرت و گندم»22 از جمله فعاليتهاي توسعه‌اي راکفلرها به شمار مي‌رود که پس از موفقيت در مکزيک کليد خورد.

* بورلاگ در جنوب آسيا


در خلال دهه 1960 ميلادي، منطقه پرجمعيت شبه‌قاره هند چندين جنگ را با طرفهاي مختلف ــ از جمله پرتغال، بوتان، پاکستان و چين ــ تجربه کرد. بنابراين ترس از قحطي در اين کشورها، بهترين زمينه را براي دست‌اندازي راکفلر به مزارع اين کشورها فراهم کرد.
در مارس 1962 تعدادي از لاينهاي پاکوتاه گندم بهاره نورمن بورلاگ در مزارع مؤسسه تحقيقات کشاورزي هند در «پوسا»23 کاشته شد. يک سال بعد در مارس 1963 بنياد راکفلر با هماهنگي دولت هند نورمن بورلاگ و «رابرت گلن آندرسن»24 را جهت توسعه مسيري که در مکزيک آغاز شده بود به هند اعزام کرد. در پي اين سفر آندرسن به‌عنوان رئيس برنامه گندم بنياد راکفلر تا سال 1975 در هند باقي ماند.


اسناد اقدامات ضدبشري
نورمن بورلاگ (راست) به همراه رابرت گلن اندرسون (چپ) در مزارع راکفلر


تيم راکفلر در هند با تلاش و مراقبت زياد توانستند در سال 1965 دو گونه از ارقام گندم را به هند و پاکستان بفروشند. در اين سال تنها 200 تن بذر گندم راکفلرها به هند و 250 تن به پاکستان وارد شد. درباره قيمت بذرهاي هند در آن سال رقمي منتشر نشده اما با اينکه اين اقلام در مکزيک آسيب ديده بود در ازاي 250 تن بذر پاکستان، 100 هزار دلار دريافت شده است. به اين ترتيب پيش‌قراولان راکفلر موفق شدند راه بذرهاي تغيير يافته را به شبه قاره هند باز کنند. هند در سال 1966 ميلادي 18 هزار تن و پاکستان در سال 1967 ميلادي 42 هزار تن از اين بذور وارد کرد. اين يک موفقيت ديگر براي نورمن بورلاگ و تيم راکفلرها به شمار مي‌رفت.
در اين زمان، پس از موفقيت تجارت بذرها در مکاني خارج از مکزيک، توسعه بيشتر اين بذرها به تبليغات و پروپاگانداي جهاني نياز داشت. لذا بلافاصله در سال 1968 «ويليام گاد»25 از «آژانس پيشرفتهاي بين‌المللي ايالات متحده»26 کار نورمن بورلاگ را «انقلاب سبز» ناميد.
پروفسور حميد مولانا، استاد برجسته علوم ارتباطات، تلاشهاي امريکاييها در دهه 60 ميلادي را به ياد مي‌آورد. او در اين خصوص خاطرنشان مي‌کند: «به خاطر دارم «ويليام گاد» رئيس يک آژانس آمريکايي، در آن موقع که جنگ سرد بين آمريکا و شوروي ادامه داشت، اعلام کرد توسعه کشاورزي جديد يک انقلاب است. اين انقلاب نه انقلاب خشونت‌آميز قرمز شورويهاست و نه انقلاب سفيد شاه ايران؛ بلکه ما نام آن را «انقلاب سبز» مي‌گذاريم.»
پس از اين نامگذاري بلافاصله در سال 1970 «جايزه صلح نوبل»27 به بورلاگ اعطا شد. رئيس وقت کميته جايزه نوبل هنگام اهداي جايزه به او گفت: «نورمن بورلاگ، بيش از هر فرد ديگري براي گرسنگان جهان نان فراهم کرده است و دليل دادن جايزه صلح نوبل به او اين است که ما اميدواريم رفع گرسنگي، صلح به همراه آورد.»
راکفلرها براي نجات‌بخش خواندن اين تکنولوژي، از بورلاگ يک قديس و اسطوره ساختند و او را «پدر انقلاب سبز» ناميدند؛ با تبليغات وسيعي شايع کردند که خدمات بورلاگ در صنعتي شدن کشاورزي کشورهاي فقير طي سالهاي دهه 60 قرن بيستم ميلادي جان (تعداد رُندِ) يک ميليارد انسان را نجات داده است.

فيلم لحظه اعطاي مدال صلح نوبل به نورمن بورلاگ؛ 10 دسامبر 1970 ميلادي

همزمان با اين موفقيت «هنري آلفرد کيسينجر»28 استراتژيست ارشد و صهيونيست امريکايي، تلاش کرد تا اذهان سياستگذاران امريکايي را نيز نسبت به اين برنامه روشن کند. وي در سال 1974 از طرحي موسوم به NSSM پرده برداشت. او «انرژي» و «غذا» را دو اهرم کاربردي کنترل ملتها معرفي کرد. او در کنگره به سياستمداران امريکايي اعلام کرد که اگر نفت را کنترل کنند دولتها را تحت کنترل در مي‌آورند و اگر غذا را کنترل کنند، مردم را تحت سيطره خواهند گرفت.


اسناد اقدامات ضدبشري


با اين تمهيدات در دهه 1970 ميلادي کشورهاي زيادي در امريکاي لاتين، آسياي غربي و افريقا تحت برنامه انقلاب سبز قرار گرفتند.

* توسعه به افريقا


بورلاگ در سال 1986 نهادي به نام «انجمن افريقايي ساساکاوا»29 تأسيس کرد تا فعاليتهاي بنياد راکفلر به افريقا نيز توسعه يابد؛ او تا سال 2009 مسئوليت آن را بر عهده داشت. از ميان کشورهاي افريقايي اين برنامه دست‌ِکم در کشورهاي بنين، بورکينافاسو، اتيوپي، غنا، گينه، مالي، مالاوي، موزامبيک، نيجريه، تانزانيا و اوگاندا اجرا شده است.


اسناد اقدامات ضدبشري
بورلاگ در ميان دانشجويان نيجريه‌اي


* توسعه به ارقام ديگر گياهي


کار بورلاگ بر دست‌اندازي راکفلرها به گونه‌هاي گياهي ديگر نيز بسيار مؤثر بود. ويکي‌پديا در اين زمينه مي‌نويسد: «کار بورلاگ در زمينه گندم به توسعه ارقام نيمه‌کوتاه برنج هندي و ژاپني در مؤسسه «ايري» و همچنين «مؤسسه تحقيقات برنج هونان چين» کمک کرده است. همچنين همکاران بورلاگ در «گروه مي تحقيقات بين‌المللي کشاورزي» نيز ارقام توسعه‌يافته بيشتري از انواع برنج را در آسيا معرفي کردند.»30
همچنين با توسعه اين مطالعات به گونه‌هاي گياهي ديگر ــ ازجمله ذرت ــ در سال 1964 بورلاگ به سمت «مدير برنامه بين‌المللي بهبود گندم»31 نيز منصوب شد. بودجه اين برنامه ذيل مرکز تازه تأسيس «مرکز بين‌المللي اصلاح ذرت و گندم (CIMMYT)» بودجه به‌طور مشترک توسط بنيادهاي فورد و راکفلر و همچنين دولت مکزيک تأمين مي‌شد. از سال 1984، بورلاگ بخشي از سال را در مؤسسه ‌CIMMYT مشغول بود و ماههاي ديگر سال را در دانشگاه «اي اند ام تگزاس»32 به تدريس مي‌پرداخت.
وي سرانجام در سال 2009 هنگامي که 95 سال داشت در اثر بيماري سرطان در تگزاس درگذشت.

* توسعه برنامه راکفلر در «انبار جامع بذرهاي قيامت»33


برنامه راکفلرها در زمينه غذا به همين موارد ختم نشد؛ براي نمونه در ژوئيه سال 2006 با مشارکت «بنياد بيل و مليندا گيتس»34، «بنياد راکفلر»، «کمپاني مونسانتو“35، «بنياد سينجنتا»36 و «دولت پادشاهي نروژ» و چند مؤسسه و نهاد همسوي ديگر، ساخت يک انبار منحصر به فرد آغاز شد. اين انبار که به نامهاي «انبار بذرهاي سوالبارد»، «تالار جهاني بذر سوالبارد»، «انبار روز رستاخيز» يا ”انبار روز مبادا» مشهور است در فوريه سال 2008 رسماً آغاز به کار کرد.


اسناد اقدامات ضدبشري
تصويري از داخل انبار بذرهاي قيامت


در خبرها و گزارشات بين‌المللي بزرگترين تأمين‌کنندگان مالي اين مرکز، «بنياد بيل و مليندا گيتس»، «فائو»37 و «ساير نهادهاي بين‌المللي مانند 38CGIAR» معرفي مي‌شوند. دولت نروژ اعلام کرد اين بذرها براي «روز مبادا»، يعني روزي که آذوقه مردم جهان تمام شود، نگهداري مي‌شوند.
اما سؤال اينجاست که بنيادهاي متمول امريکايي از چه زماني به فکر نجات بشريت افتاده‌اند؟
اين بانک بذر، حائز ويژگيهاي عجيب و منحصر به فردي است که در گزارشي مجزا به آن پرداخته خواهد شد.

بخش دوم؛ واقعيتهاي نهان درباره نورمن بورلاگ


متمرکز شدن مديريت کلان کشاورزي، توسعه‌ کشت تک‌محصولي، مکانيزاسيون و صنعتي شدن مزارع، در اختيار گرفتن نهاده‌‌ها مانند بذر، کود و سموم کشاورزي، افزايش مصرف سموم و کودهاي شيميايي در کشاورزي، تجارت محصولات کشاورزي و نيز استفاده از تکنولوژيهاي نوين که در انحصار راکفلرها قرار داشت مهمترين موارد پيگيري شده در انقلاب سبز است. سيطره بر اين منابع اساسي علاوه بر سود هنگفت تجاري، در افزايش قدرت اعمال نفوذ امريکا در اين کشورها بسيار مؤثر بود.
اين سياست به نابودي بنيانهاي کشاورزي در کشورهاي هدف انجاميد و تأمين «غذاي سالم» و «خودکفايي در تأمين غذا» را با چالش جدي مواجه کرد. براي مثال طي هزاران سال گذشته در مناطق مختلف جهان، کشاورزي به‌صورت ارگانيک و طبيعي توليد مي‌شده است. ورود گسترده آفتهاي کشاورزي به کشورهاي هدف ــ که به همراه بذرها و کودهاي شيميايي امريکايي وارد اين کشورها مي‌شد ــ يکي از سياستهايي بود که در «انقلاب سبز» پي گرفته شد تا کشاورزان مجبور باشند سموم شيميايي کمپانيهاي خاص را براي دفع اين آفات استفاده کنند. تغيير الگوهاي استفاده از منابع آب (مانند چاههاي عميق)، تغيير مدلهاي کشاورزي از «سنتي، خودکفا و داخلي» به «صنعتي و وابسته» و همچنين گسترش بيماريهاي صعب‌العلاج مانند سرطان که در اثر مصرف سموم و کودهاي شيميايي پديد آمدند از تبعات انقلاب سبز بود.
اقدامات بورلاگ گذشته از سود سرشاري که براي راکفلرها به ارمغان آورد و بازار بذر را در انحصار آنها قرار داد اثرات زيانبار بي‌سابقه‌اي را براي محيط زيست و سلامت انسانها به ارمغان آورد.
پروفسور مولانا در توضيح اهداف سياسي، مالي و ايدئولوژيک انقلاب سبز مي‌گويد: «هدف انقلاب سبز اين اعلام شد که با توسعه ماشين‌آلات جديد کشاورزي و شيوه‌هاي نو در کشورهايي مانند هند و پاکستان که جمعيت فوق‌العاده‌اي داشتند کاشت گندم و موادغذايي افزايش يابد؛ اما انقلاب سبز آن روز آمريکاييها براي از بين بردن گرسنگي در هند نبود، بلکه انگيزه سياسي، مالي و ايدئولوژيک داشت. آمريکا و غرب مي‌خواست کشورهايي مانند هند الگوهاي صنعتي، اقتصادي و مالي سرمايه‌داري مدرن را که بر جهان تسلط داشت انتخاب کرده و دنبال کنند.»
مولانا با رد ادعاي راکفلرها مبني بر «کمک به رفع گرسنگي در جوامع فقير» به افزايش 11 تا 22 درصدي گرسنگي در کشورهاي افريقايي و امريکاي لاتين بعد از اجراي اين طرح اشاره کرد و افزود: «با افزايش مواد کشاورزي و به کار بردن شيوه‌هاي جديد، ميليونها هندي از مزارع رانده شده و به شهرها هجوم آوردند. انقلاب سبز شايد ميزان توليد گندم و ذرت را بالا برده بود، ولي بنياد اجتماعي روستايي و علاقه هنديها به زمين و خانواده و زندگي را به هم زده بود.»
اين شرايط باعث شد انقلاب صنعتي در کشاورزي با مخالفتهاي گسترده نهادهاي مردمي و غيرتجاري در کشورهاي مختلف رو‌به‌رو شود؛ ويکي پديا ــ با وجود ارائه گزارشهاي جهت‌دار به نفع راکفلرها ــ اذعان مي‌کند: «در اوايل دهه 1980، گروه‌هاي زيست‌محيطي که با روش بورلاگ مخالف بودند در برابر توسعه برنامه‌ريزي شده خود کمپين تشکيل دادند. آنها راکفلر، فورد و بانک جهاني را به متوقف کردن بودجه بسياري از پروژه‌هاي کشاورزي در آفريقا وادار کردند.»39
همچنين پروفسور واندانا شيوا40 فعال هندي محيط زيست و يکي از تدوين‌کنندگان پروتکل بين‌المللي «کارتاهنا»41 با انحصار تجارت بذرها و نهاده‌هاي کشاورزي شديداً مخالف است. او تصريح‌ مي‌کند: «در سال 1905 آلبرت هاوارد ــ يکي از پيشتازان کشاورزي ارگانيک ــ به هندوستان آمد و ديد که علي‌رغم انبوه ات، هيچ آفتي محصولات کشاورزي هند را تهديد نمي‌کرد. اما در خلال قرن بيستم شرکتهاي توليدکننده بذر به اسم «انقلاب سبز» وارد اراضي هند شدند و نوعي برده‌داري جديد را رايج کردند. در نتيجه کليه رودخانه‌هاي پنجاب به موادشيميايي آلوده شد و منابع آبي زيرزميني منطقه رو به نابودي رفتند؛ همچنين آمار سرطان به‌شدت رو به افزايش گذاشت و بسياري از مردم و کشاورزان بر اثر مصرف سموم شيميايي به سرطان مبتلا شدند.» وي افزود: «غذا از دانه‌هاي گياهان به‌وجود مي‌آيد؛ از بدو خلقت همه غذاها از بذر به‌وجود آمده‌اند. هرگونه تهديد، انحصار و تحريم بذرها حيات بشر را به خطر خواهد انداخت؛ نابودي بذرها يعني پايان حيات بشر.»
بسياري از دانشمندان از بين رفتن بخش قابل توجهي از «تنوع زيستي» روي زمين را حاصل روي آوردن به کشاورزي صنعتي مي‌دانند. سازمان ملل نشستِ معروف «زمين» را در سال 1992 در ريودوژانيرو برگزار کرد؛ چهار سال بعد، کنفرانس بين‌المللي سازمان ملل در منابع ژنتيک گياهي در لايپزيگ، برآورد کرد که 75 درصد تنوع زيستي جهان در کشاورزي به علت انقلاب سبز ــ روي آوردن گسترده به سموم کشاورزي و کاشت غلات پربازده ــ و کشاورزي صنعتي، نابود شده است.

بخش سوم؛ رد پاي نورمن در ايران


حضور بورلاگ در ايران را از چند منظر مي‌توان تحليل کرد؛ گذشته از حضور مستقيم او در ايران در زمان اوج موفقيت جهاني طرح راکفلر، در سالهاي اخير نهادهايي ــ مانند ايري، «بنياد جايزه جهاني غذا»42 و . که تحت‌تأثير برنامه‌ها و توسط بنياد راکفلر تأسيس شده‌اند، در ايران حضوري پر رنگ دارند؛ برنامه‌هاي ايري براي دستيابي به منابع ژنتيک گياهي ايران در گزارشهاي قبلي بررسي شد؛ ذيلاً بر دو اتفاق ديگر که به اين برنامه مرتبط است اشاره‌اي خواهيم داشت.

* حضور «کنت کوئين»43، مقام امنيتي امريکايي، در ايران


بورلاگ در سال 1986 دفتر «بنياد جايزه جهاني غذا» را با تأمين مالي مستقيم راکفلر در «ايالت آيوا» داير کرد که هر سال جايزه‌اي 250 هزار دلاري را به فرد برجسته برنامه‌هاي راکفلر اهدا مي‌کند. اين نهاد خصوصي، موقوفه راکفلر و يکي از کانونهاي اصلي پيگيريهاي راکفلرها در زمينه ژنتيک گياهي در سراسر جهان است. مسئول بنياد جايزه جهاني غذا «کنت کوئين» ــ عضو شوراي امنيت ملي امريکا و رفيق پنجاه ساله هنري کيسينجر ــ است. وي چندي پيش مهمان وزارت جهادکشاورزي بود.


اسناد اقدامات ضدبشري
تجليل از مقام ارشد راکفلر با تابلو فرش «بورلاگ» در سال 93؛ حضور افراد خاص در اين مراسم درخور توجه است


ابعاد سفر کوئين در بخشهاي بعدي گزارش «ايران ؛ ايري ؛ راکفلر» بررسي خواهد شد.

* حضور مستقيم بورلاگ در ايران


گرچه حضور شخص شناخته‌شده‌اي مانند بورلاگ در ايران در فضاي تنش‌آلود سياسي ميان ايران و امريکا عجيب مي‌نمايد، اما در کمال تعجب وي نه‌تنها در اوج شهرت به ايران دعوت شد، بلکه مورد تجليل قرار گرفت و «مدال طلاي کشاورزي ايران» توسط «وزير کشاورزي وقت ايران» به وي اعطا شد.


اسناد اقدامات ضدبشري
سال 1378؛ تصوير اهداء مدال طلاي کشاورزي ايران به نورمن بورلاگ


* اشاره‌اي به جريان «آيوا»


طي قرنهاي بيستم و بيست و يکم، ايالت آيواي امريکا کانون تحولات بي‌شماري در حوزه ژنتيک گياهي بوده است. تمرکز دانشمنداني چون بورلاگ، استکمن، ژاکوب هرار و نيز سياستمداراني همچون هنري والاس که طي قرن بيستم راه را براي اجراي برنامه غذايي راکفلر باز کرده‌اند قابل توجه است؛ همچنين اين ايالت محل استقرار «بنياد جايزه جهاني غذا» است. اما اظهارنظر کنت کوئين درباره اين ايالت قابل توجه است.


اسناد اقدامات ضدبشري
«کنت کوئين» به عنوان مسئول اين بنياد و همچنين عضو شوراي امنيت ملي امريکا در گزارش سفرش به ايران در سال 93 مي‌گويد طي يکصد سال اخير برنامه‌هاي راکفلرها در کشاورزي کشورهايي مانند شوروي سابق، ژاپن، هند، پاکستان و همچنين ايران از اين ايالت هدايت شده است.


از سوي ديگر در گزارشهاي پيشين «ايران ؛ ايري ؛ راکفلر» ديديم که نقش جرياني خاص برقراري ارتباط مراکز داخلي با سرشاخه‌هاي راکفلر نقشي بي‌بديل است؛ اعطاي دو مدال طلاي کشاورزي ايران به دو محقق برجسته راکفلرها، «نورمن بورلاگ» و «گورديو خوش» توسط اين جريان، اولين برقراري ارتباط با مؤسسه «ايري» بنا بر تاريخچه خود ايري {اينجا}، حضور در مراسم تقدير از مقام امنيتي امريکايي در سال 93، حضور مؤثر در همايشهاي مرتبط با اين جريان تا سال 95، پشتيباني و معاضدت سياسي مؤثر نسبت به دانش‌آموختگان راکفلر و دهها مورد ديگر موارد سؤال‌برانگيزي است که در گزارشي مستقل به آن پرداخته خواهد شد؛ اما جالب است که يکي از وزراي سابق جمهوري اسلامي که پيگير راهيابي اين جريان بوده نيز دانش‌آموخته کشاورزي «دانشگاه ايالتي آيوا» بوده است.


اسناد اقدامات ضدبشري
گزارش ويکي‌پديا از تحصيل جناب وزير در ايالت آيوا


به هر رو بررسي نقش ايالت آيوا در کشاورزي ايران، نياز به بررسي جامع در گزارشي مستقل دارد.

نورمن بورلاگ در مارس 2005 درباره برنامه توليد غذا تا سال 2050 توضيحاتي داد. او گفت ما نياز داريم که توليد غذا را با روشهاي خاص دو برابر کنيم.44 در بخشهاي بعدي گزارش «ايران ؛ ايري ؛ راکفلر» خواهيم ديد که برنامه‌هاي راکفلر براي «غذا» ادامه دارد .


پي‌نوشت‌ها:


1. The Rockefeller Foundation
2. International Rice Research Institute (IRRI) / Non-profit organization
3. Green Revolution
4. Norman Ernest Borlaug: March 25, 1914 – September 12, 2009
5. Saude
6. Cresco
7. Iowa
8. Project Borlaug Legacy
9. University of Minnesota
10. lecture
11. These Shifty Little Enemies that Destroy our Food Crops
12. Elvin Charles Stakman (May 17, 1885 – January 22, 1979)
13. Margaret Gibson
14. DuPont
15. Delaware
16. Jacob George "Dutch" Harrar (December 2, 1906 - April 18, 1982)
راکفلرها عميقاً پايبند هستند که يهودي معرفي نشوند. درباره مذهب هرار نيز اطلاع دقيقي در دست نيست؛ اما با توجه به نامش او احتمالاً يک يهودي است. رد پاي ژاکوب هرار را به‌عنوان يک فرد مؤثر در برنامه‌هاي «ايري» نيز مي‌بينيد. سايت بنياد راکفلر مي‌نويسد: ژاکوب هرار به سرعت سلسله مراتب موفقيت را در اين بنياد طي کرد. هرار در سال 1951 به سمت معاون بخش کشاورزي، در سال 1955 به سمت مسئول اين بخش، در سال 1959 به عنوان معاون مديرعامل و در سال 1961 به سمت «امين» و مديرعامل بنياد راکفلر برگزيده شد و تا سال 1972 در اين سمت باقي ماند. او پس از بازنشستگي در خلال سالهاي 1973 تا 1979 رياست از سال 1973 تا سال 1979، رياست شوراي حکومتي راکفلر را بر عهده داشت.
17. Henry Agard Wallace (October 7, 1888 – November 18, 1965)
18. Manuel Ávila Camacho (Spanish pronunciation: [ma?nwel ?aβila ka?mat?o]; 24 April 1897 – 13 October 1955) served as the President of Mexico from 1940 to 1946.
19. The Office of Special Studies
20. Norman Borlaug on World Hunger
21. "It often appeared to me that I had made a dreadful mistake in accepting the position in Mexico,"
22. Centro Internacional de Mejoramiento de Maíz y Trigo, or CIMMYT
23. Pusa
24. Robert Glenn Anderson
25. William Gaud
26. the United States Agency for International Development
27. Nobel Peace Prize
28. Henry Alfred Kissinger (/?k?s?nd??r/;Heinz Alfred Kissinger [ha?nts ?alf??t ?k?s???]; May 27, 1923
ويکي‌پديا هنري کيسينجر را يک يهودي متولد آلمان معرفي‌ مي‌کند:
Kissinger was born Heinz Alfred Kissinger in Fürth, Bavaria, Germany, in 1923 during the Weimar Republic, to a family of German Jews.
29. Sasakawa Africa Association (SAA)
30. Borlaug"s work with wheat contributed to the development of high-yield semi-dwarf indica and japonica rice cultivars at the International Rice Research Institute and China"s Hunan Rice Research Institute.
31. The International Wheat Improvement Program
32. Texas A&M University
33. The Svalbard Global Seed Vault
34. Bill & Melinda Gates Foundation
35. Monsanto
36. Syngenta
37. Food and Agriculture Organization of the United Nations (FAO)
38. Consultative Group for International Agricultural Research
39. In the early 1980s, environmental groups that were opposed to Borlaug"s methods campaigned against his planned expansion of efforts into Africa. They prompted the Rockefeller and Ford Foundations and the World Bank to stop funding most of his African agriculture projects.
40. Vandana Shiva: November 5, 1952 (age 64)
41. کشورهاي عضو کنوانسيون تنوع زيستي در سال 1995 با آغاز مذاکرات درباره موافقتنامه‌هاي قانوني که بتواند مسائل مربوط به خطرات احتمالي محصولات دستکاري شده ژنتيک (تراريخت) را بررسي کند، به اين نياز پاسخ دادند. اين مباحثات نهايتاٌ در 29 ژانويه سال 2000 منجر به قبول پروتکل ايمني زيستي «کارتاهنا» شد. اين پروتکل مشتمل بر 40 ماده و 3 ضميمه است.
42. The World Food Prize
43. Kenneth M. Quinn (born 1942)
44.بخشي از سخنان او اين بود:
"we will have to double the world food supply by 2050."




مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Dana Mark Jessica لوازم يدکي کوماتسو Dexter Ron Stephanie ادبيات Lance April